سایت شهدای نخبه و دانشجو

ابراهیم وطن‌دوست

مشخصات شهید

  • نام: ابراهیم
  • نام خانوادگی: وطن دوست
  • نام پدر: علی
  • تاریخ تولد: پنج شنبه, 16 مهر 1343
  • شماره شناسنامه: 2401
  • محل تولد: تهرام
  • محل شهادت: مهران
  • تاریخ شهادت: چهارشنبه, 18 تیر 1365
  • محل تحصیل: دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی
  • رشته تحصیلی: آب شناسی
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: دانشجو

زندگینامه

شهید ابراهیم وطن‌دوست در 16 مهر سال 1343 در تهران دیده به جهان گشود وی مدارج تحصیلی خود در دبیرستان شریعتی واقع در محله بهارستان در سال 1363 در رشته ریاضی فیزیک طی نمود؛ و در همین سال در کنکور سراسری شرکت کرد و توانست در رشته آب شناسی دانشگاه خواجه نصیر طوسی قبول شود. بعد از گذراندن دو ترم تحصیلی ازآنجاکه نرفتن به جبهه و ماندن در دانشگاه باروحیه انقلابی آن بزرگوار سازگار نبود، وی به ندای پیر انقلاب لبیک گفت و عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد و در تاریخ 18 تیر سال 1365 در منطقه مهران با ترکش خمپاره به فیض شهادت نائل گردید.

وصیتنامه

بسم‌الله الرحمن الرحيم
پدر و مادر عزیزم
وصیت خود را برای شما خواندم بعداً وصیت دیگری نوشتم که همین است.
یاد باد آن روزگاران یاد باد ... . هم‌اکنون عصر است و در سنگر در استراحت هستم، شب‌ها فکر می‌کنم و به بچه‌ها. بوی شمارا، بوی خانه را و حیاط را با تمام دل‌وجان استشمام می‌کنم. صدای پدرم، صدای مادرم در متن هیاهوهای آرام افراد خانه، در گوشم زنگ می‌زند و گویی همین الساعه، در منزل نشسته‌ام. می‌اندیشم به زحمات پدرم که وسایل تحصیل مرا با اخلاص و مجدانه فراهم کرد و می‌اندیشم به تو مادر که سراپا دلسوزی، مهر و شفقت و گذشت بودی، من هر چه دارم از تودارم مادر و البته همین‌طور از پدر عزیزم.
من اطمینان کامل دارم که هم‌وطنان مسلمان من، همکلاس‌های من، اولیاء دانشگاه که خود در کنار من و پا به‌پای من جنگیده‌اند مرا فراموش نمی‌کنند. اگر جز این بود اینجا چه می‌کردم؟ رعایت اخلاق و وفاداری و اعزاز و اکرام به رزمندگان و جهادگران حق علیه باطل؛ وظیفه و تکلیف شرعی است. مگر آنکه به هر دلیل این وصیت محو و نابود شود و به دست هم‌وطنی نرسد در آن صورت حرجی بر کسی نیست. در غیر این صورت، سوا از آنکه نامم در کنار رزمندگان اسلام و پاسداران وطن اسلامی ایران و جهان اسلام درج و ضبط است اگر شربت شهادت بنوشم، امکان ندارد، به اساتید و مربیان دانشگاهی در انتشار و چاپ و پخش وصیت من هرچند ناقابل و بی‌محتوا؛ ازآنجاکه از دل برخاسته است. کوتاهی کنند. به این موضوع مادر! آن‌قدر اطمینان دارم که به نور شیر خورشید و به مهر و دلسوزی و شفقت تو، با همه سرزنش‌هایت و عصبانیت‌هایت و دگرگونی‌های خلقیاتت که ناشی از خستگی اداره‌ی یک خانواده بود.
عاشقانه دوستت دارم، عصبانیتت هم دل‌نشین است مادر. همه‌چیزت دل‌انگیز و دل‌نشین است. راستی از مادر و از پدر عزیزتر در این دنیا هست؟ ولی ... ولی اگر مرا دوست داشتید و دارید شرطش آن است دلتان برای من نسوزد؛ زیرا من در صورت شهادت نمی‌میرم. مرده آن است که با مرگش، نامش و آثارش محو می‌شود و ده، بیست و پنجاه سال دیگر، هیچ‌کس نداند چنین کسی در جهان زندگی می‌کرده است.
من تابع دین مبین اسلام و مقتدای راستین علی (ع) و شیعه اثنی عشری هستم. من طبق دستورات خداوند و احادیث نبوی و دستورات ائمه اطهار و فرمانده رهبر لایق خود حضرت امام، عمل می‌کنم و با تمام ایمان و شوقم برای خداوند، برای پیروزی حق بر باطل، برای تعمیم دین مبین اسلام و برای حفظ مرزوبوم وطن و استقلال میهن اسلامی‌ام می‌جنگم. مگر در طول سه هزار کیلومتر مرز، ما باید منتظر باشیم جوانان استرالیایی و کانادایی و ژاپنی و برزیلی بیایند جلوی دشمن را بگیرند؟ آیا چنین چیزی ممکن است؟ این کار وظیفه من و امثال من است. همان‌طوری که در طول تاریخ اسلاف ما هم در قبال حملات اسکندر مقدونی، افغان‌ها، چنگیز مغول، تیمور لنگ جنگیدند و از کشته‌ها پشته‌ها بجا گذاردند و با این قیمت و به این بها، وطن را امروز بما سپرده‌اند. این موضوع شوخی‌بردار نیست. کوتاهی و قصور و، دهن‌کجی به تاریخ در ایران اسلامی است. آخر یا به تاریخ خود افتخار می‌کنیم. باید این تاریخ و این وطن و این افتخارات برای اخلاف و آیندگان نیز بماند. من مجبورم برای قانع کردن مادر عزیزم که بیش از پدر احساساتی است گریزی به ادبیات بزنم تا مادر بداند من نمی‌میرم و نمرده‌ام.
فردوسی، پس از حمله اعراب که نتیجه آن گرویدن ایران‌زمین به دین مبین اسلام بود و این را خود خواستیم چه از کاست‌ها و جامعه طبقاتی آن روزگاران خسته شده بودیم دینی آمد که گفت سیاه حبشی و سفید قریشی برابرند. زبان فارسی ما دستخوش تطاول شد و مدتی مکاتبات و گفتارها و جز آن به زبان. زبان فارسی بود. فردوسی همت گماشت و در طول سی سال زحمت، زبان فارسی را دوباره زنده کرد و اثری پدید آورد که از حماسی نیز در جهان بی‌نظیر است. هیچ‌کس به خاطر وعده پول، سی سال زحمت و مرارت نمی‌کشد، این‌ها من‌درآوردی است؟ سی سال زحمت بی‌اجر و مزد، محصول ذوق و عشق است و مزد هنرمند، همان ارضاء شدن او
و ابداع هنری است که عرضه می‌کند. فردوسی
فردوسی و محمود غزنوی و امثالهم نمی‌تواند بوده باشد. تحقیق در این مقوله نیست او فرماید
بسی رنج بردم در این سال سی        عجم زنده کردم بدین پارسی
برافکندم از نظم کاخی بلند             که از باد و باران نباید گزند
نمیرم ازاین‌پس که من زنده‌ام           که تخم سخن را پراکنده‌ام
آری فردوسی، اکنون هم زنده است و سعدی که مترجم زبردست قرآن مجید از مسلمانان و مربی و معلم است پس از اثر گهربار گلستان فرماید
و حافظ که قرآن مجید را از برداشت و مجتهد و مفتی زمان خود بود. پس از و سرود فرماید:
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق         ثبت است بر جریده عالم دوام ما
دل من هم به عشق زنده است و هرگز نمی‌میرد و نمرده‌ام و دوام من بر جریده تاریخ تا قیام قیامت ثبت است. من هرگز نمی‌میرم پدر و مادرو بچه‌ها، شما باید به‌ما افتخار کنید
من به وجود شما عزیزان افتخار می‌کنم. اینکه می‌گویم بچه‌ها، نرنجید نام نمی‌برم زیرا همه شمارا یکسان دوست می‌دارم والاسلام خداحافظ ابراهیم.

اسناد

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور