سایت شهدای نخبه و دانشجو

امير همايون صرافي

مشخصات شهید

  • نام: امیرهمایون
  • نام خانوادگی: صرافی
  • نام پدر: علی
  • تاریخ تولد: یکشنبه, 27 اسفند 1346
  • شماره شناسنامه: 1095
  • محل تولد: تهران
  • محل شهادت: فاو
  • تاریخ شهادت: یکشنبه, 31 فروردين 1365
  • محل تحصیل: دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی
  • رشته تحصیلی: آب شناسی
  • مقطع تحصیلی: لیسانس
  • شغل: دانشجو

زندگینامه

شهيد امير همايون صرافي در شب عيد غدير 1346 متولد شد که با سالروز ولايت امري امير مومنان گره خورد تا فداي راه ولايت شود.
در ديار غريب متولد شد تا غريبانه زيستن را بياموزد و غريبانه رفتن را به نمايش بگذارد. ولادتش در انگلستان بود و قبل از یک‌سالگی سخن گفتن را آغاز کرد و به راه افتاد چون می‌دانست فرصت کم است و راه زياد دو سال در ديار غربت بسر برد تا به ايران وطن خويش بازگشت، چشمانش جز در برابر خدا نمی‌گریید و لبانش جز براي سخن حق باز نمی‌شد و از هیچ‌کسی گله و شکايتي نداشت. همايون دوران تحصيل را در تهران به پايان رساند و در رشته راه ساختمان به دانشگاه راه می‌یابد.
امير در دوران عمر کوتاه خود چنان زيست که رضوان‌الله را به دست آورد از 12 سالگي در بين مردم حضور فعال داشت و با تمام حرکات انقلابي پيش می‌رفت، در 13 سالگي فنون مقدماتي نظامي را آموخت و همزمان در جهاد سازندگی شرکت نموده و به روستاهاي دور افتاد مشغول خدمت شد. سپس به نداي مولايش پاسخ می‌دهد و با پايان دوره دبيرستان وارد بسيج می‌شود و از پادگان امام حسين (ع) به جبهه غرب عزيمت می‌کند. حدود سه ماه در کوهستان‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند و در روز عاشورا تشيع غريب را در بوکان کردستان بنمايش می‌گذارد. همايون به تهران بازمی‌گردد و به دانشگاه می‌رود اما با افزايش حملات دشمن دوباره به بسيجيان می‌پیوندد و در 5 اسفند 1364 به جبهه جنوب عزيمت می‌کند و در توپخانه فاو مستقر می‌شود. در عمليات والفجر 8 که به فتح فاو منجر گرديد شرکت می‌کند. در 5 فروردين 65 با مرخصي گردان حمزه به تهران می‌آید و در 16 فروردين همان سال به پابوس امام رضا (ع) مشرف می‌شود. پس از تجديد ميثاق به تهران آمده و ازآنجا در روز 19 فروردين 65 به گردان خود ملحق می‌شود. در ساعت 9 صبح يکشنبه 10 شعبان 1406 برابر با 31 فروردين 1365 خمپاره‌ای کنار همايون فرونشست و پهلوي نازنين امير را نشان گرفت و به آرزوي خود رساند.

وصیتنامه

اعوذ بالله من الشيطان ارجيم، بسم‌الله الرحمن الرحيم و به نستعين و هو خير ناصر و معين
(((اوصيکم بتقوي الله و نظم امرکم)))
ما که از خودمان چيزي نداريم، پس با وصيتي از وصاياي حضرت امیرالمؤمنین وصيتم را آغاز می‌کنم تا خداوند قلبم و زبانم را روان‌تر نمايد.
این‌جانب امير همايون صرافي به يگانگی خداوند متعال و نبوت حضرت رسول اکرم محمد بن عبدالله و به امامت امیرالمؤمنین و آل آن حضرت شهادت می‌دهم و شيعه دوازده‌امامی بوده‌ام به‌روز قيامت و عدالت پروردگار هم يقين دارم و می‌گویم:
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان امیرالمؤمنین و ابناءه المعصومين حجج الله.
ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فبقتلون و يقتلون وعداّ عليه حقاّ في التوريه و الانجيل و القرآن و من او في بعهده من الله فاستبشروا ببيعکم الذي بايعکم به و ذلک هوالفوز العظيم. التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر. الحافظون لحدود الله و بشر المومنين. (سوره توبه، آيه 111 و 112)
همان‌طور که خداوند در آيات بالا ذکر فرموده فقط خداوند از مومنان جان‌ها و مال‌هایشان را به قيمت بهشت خريداري می‌کند پس حالا که همه قرار است از بين بروند چه‌بهتر که جانشان را ارزان از دست ندهند و در ازاي آن بهشت را خريداري کنند و اگر خدا قبول کند من راضي به اين معامله‌ام.
تمام حرفه‌های قرآن قابل توضيح است اما در آيه دوم انگشت روي امربه‌معروف و نهي از منکر می‌گذارم گرچه در اين زمان اکثر افراد قابل هدايت با اين انقلاب هدايت شدند و حالا ساير قابل هدايتان هم نعمت جنگ هدايتشان کرد ولي بازهم امربه‌معروف و نهي کردن ضرر ندارد اما چون اين کار را بکنيم مهم است. همان‌طور که امربه‌معروف و نهي از منکر هميشه باهم آمده‌اند ما هم بايد مانند آينه امربه‌معروف و نهي از منکر کنيم. يعني وقتي عيب کسي را می‌خواهیم بگوییم نبايد فقط همان يک عيب را بگوییم بايد تمام خوبی‌های آن فرد را هم بگوییم. مثل آينه در ضمن نبايد زيادتر يا کمتر ازآنچه هست را هم بگوییم درست مثل آينه مسطح.
برادران جبهه بیانید. جبهه‌ها را فراموش نکنيد جبهه‌ها را همان‌طور که پر است پرتر کنيد که سعادت در اينجاست. ميدانم همه پدر، مادر، برادر، خواهر، زن و بچه‌شان را دوستدارند ولي مگر اباعبدالله الحسين (ع) و سبيل الله را بيشتر از همه این‌ها دوست نداريد؟ دل بکنيد از اين دنيا اگر به شهادت ايمان نداشته باشيد شهيد هم نمی‌شوید حداقل در جبهه‌ها خودسازی کنيد. همان‌طور که امام سجاد می‌فرمایند: خدايا همان‌طور که در جنگ بدر سربازان اسلام را با امواج ملائکه حمايت نمودي، همان‌طور هم فرشتگان ظفرمند خويش را با سربازان ما همراه ساز تا یک‌باره قواي کفر را از هم بشکافد و شوکت دشمن را از هم در شکنند و تراکمشان را پريشان سازند "
خداوند هم‌روی امام معصومش را زمين نيانداخته آن‌چنان تلاش فوج ملائکه در جبهه آشکار و روشن است که فقط بايد آمد و ديد شنيدني خواندنی نيست که حق مطلب ادا نخواهد شد. جبهه‌ها را پرکنید تا امدادهاي غيبي را ببينيد.
جنگ در راس امور است و مسئله اصلي جنگ است. اين سخنان گوهربار اماممان را آويزه گوش کنيم، اصلاّ به همه توصيه می‌کنم روي تمام سخنان امام تعمق بيشتري کنيد بی‌نتیجه نخواهد بود. خلاصه در امام دقيق شويد و سعي کنيد عظمت او را بيابيد و خود را تسليم او سازيد و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ کنيد و اگر فيض شهادت نصيبم شد که ان‌شاءالله می‌شود آنان که پيرو خط سرخ امام خميني عزيز نيستند و به ولايت او اعتقاد ندارند بر من نگريند و بر جنازه من حاضر نشوند.
(ای‌وای نکند در بستر بميرم که حسين (ع) در ميدان و علي (ع) در محراب شهيد شدند؛ و مبادا بی‌هدف بميرم که علی‌اکبر و قاسم بن حسن باهدف شهيد شدند)؛ اما باشد که خون شهيدان آنان را نيز متحول سازد و به رحمت الهي نزديکشان کند.
ما در دامان کرامت آقايي پرورش‌یافته‌ایم و سيادت و سروري در روح و جان ما موج می‌زند و عزت و شرف به ما حکم می‌کند که براي مرگ آغوش بازکنیم، مرگي که درراه اسلام و ايمان و انقلاب اسلامي است. هر که با اين انقلاب مخالفت کند مسلمان نيست. دشمن خميني کافر است. حالا اگر من نيستم جاي مرا پرکنید، اين تکليف است. وقتي امام می‌گوید ملت ما تن به ننگ نداده و نخواهد داد و تا سقوط رژيم منحط بعث عراق از پا نخواهد نشست پس نبايد از پا بنشينيم. من که رفتم باخدایم پيمان بسته بودم تا پايان راه بروم و بر پيمانم استوار ماندم همه شما سعي کنيد و بر آن استوار بمانيد و عهدتان عهدي باشد که عاقبت‌به‌خیر شويد. می‌دانم در لحظه آخر حسين (ع) چون پدري و فاطمه زهرا (س) چون مادري بالاي سرم خواهند آمد و می‌گویند به عهدت وفا کردي. پس اي پدر و مادرم ناراحت نباشيد که چرا لحظه شهادت بر بالاي سرم نبوديد.
 
شک نکنيد که صدام رفتني است و جز خودکشي راه ديگر ندارد، اين حرف امام است. خدايا اگر در جنگ سر و دست‌وپایم را از من جدا می‌کردند، چشمم را از حدقه درمی‌آوردند، قلبم و سينه و سرم را از من می‌گرفتند، ايمانم و عشق به الله و معشوقم و عشق به شهادت و امام و اسلام را از من نمی‌توانستند بگيرند، الحمدالله؛ اما حالا از یک‌چیز بيم دارم، چون اغلب کساني که مثل من هستند بعد از شهادت تعريف و تمجيد می‌کنند می‌ترسم که تعریف‌ها و تمجيدهايي شوم که لايق آن نباشم ترس دارم از روزي که من در آن دنيا در حال عذاب باشم و در اینجا از من تعريف کنند ولي اگر خدايا تو هم در آن دنيا به من نه بگویی و عذابم کني چه‌کار کنم و به چه کسي پناه ببرم يا غياث المستغيثين»
خدايا من از همه‌کس گذشتم و تا جایی که در وسع من بود. از کساني که به آن‌ها بدي کرده بودم طلب استغفار کردم؛ اما خدايا، دل کساني را که به آن‌ها بد کردم ولي نتوانستم بهر دليلي آنان را پيدا رده طلب بخشش‌کنم از من راضي بگردان، به همين وسيله هم از همه طلب بخشش می‌کنم.
"عسي ان تکرهوا شئاّ و هو خير لکم و عسي ان تحبوا شيئاّ و هو شر لکم "
اگر خدای‌نکرده فکر می‌کنید اين راه اشتباه بوده است بايد مصداق آيه فوق را مدنظر قرار دهيد که اگر شهادت را پايان کار می‌دانید ولي بدانيد اين براي من بهتر بوده است. منافقين هم بدانند که بسيج با ميل خود به جبهه آمده و شهادت را انتخاب کرده که ان‌شاءالله خير است.
دعا زياد کنيد که خداوند خود می‌فرماید "ادعوني استجب لکم" از دعا و استغفار غافل نشويد که بهترين درمان دردهاست. نماز را اول وقت به پادارید. گريه هم خوب است اما از خوف خداوند، نه براي از دست رفتن فرزند و مال و دردهاي دنیایی. حضرت رسول (ص) می‌فرمایند: هر که می‌تواند گريه کند بگريد و هرکه نمی‌تواند گريه کند در دل محزون باشد و حالات گريه به خود بگيرد که آدم سنگدل از خداوند تعالي دور است و نمی‌فهمد. گريه کردن براي من درست نيست چون به‌جایی رفتم که همه خواهيد آمد ولي چه خوب است طوري بیایید که آنجا گريان نباشيد.
اگر خدا توفيق شهادت را به من عطا کرد در کفنم يک عدد عکس امام بگذاريد که می‌خواهم در روز قيامت در مقابل زهرا (س) روسفید باشم و بگويم من سرباز پسر تو سلاله پاک رسول‌الله بودم. البته در هیچ‌یک از مراسم‌ها و وصايايم راضي نيستم که باعث دردسر کسي شود "به اين کلمه راضي بودم"
در رضايت حق‌الناس خيلي توجه کنيد و الله اگر کسي از شما راضي نباشد آن دنيا خيلي کار سخت است و البته خوب است به اين سادگي از دست هم ناراضي نشويم که برادران و خواهران ديني هستيم. علاوه بر حق‌الناس اداي حق‌الله هم سخت است و حق پدر و مادر را هم ادا کردن سخت است. اي پدر و اي مادرم از من راضي باشيد شمارا به خدا حلالم کنيد که حق شمارا ادا ننمودم و بد فرزندي بودم براي شما در آن دنيا از من درگذرید.
 
ديگر برادران عزيزم قرآن را هم که نعمت است بهره جویید هم بخوانيد و هم حفظ کنيد و حتي نگاه کردن به آيات قرآن هم ثواب دارد و در دنيا همين قرآن دستمان را می‌گیرد. اگر با قرآن نباشيد قرآن در آن دنيا به رسول خدا شکايت خواهد کرد که شيعيان تو مرا رها کرده بودند واي به آن روز!
تمام خواهران حجاب اسلامي بالاخص چادر را رعايت کنند ضرر نخواهند کرد. نوارهاي مبتذل هم جز خسران سودي ندارد از آن‌ها بپرهيزيد که امام و امت حزب‌الله را آزار می‌دهد.
دعا کنيد راه کربلا باز شود به امامت روح خدا در آنجا نماز بخوانيد ان‌شاءالله روحمان شاهد است. همه برادران مخصوصاّ برادران خودم در انجام مسائل ديني و واجبات شديداّ تاکيد داشته باشيد و حتماّ قبل از رسيدن به سن قانوني اين کارها را انجام دهيد تا در سن قانوني عادت شده باشد که حلاوه الدنيا و مراره الاخره و مراره الدنيا حلاوه الاخره» مولاي عارفان امير المومنين می‌فرماید: شيريني دنيا تلخي آخرت و تلخي دنيا شيريني آخرت است. البته شيريني است عبادت، ولي شايد سخت باشد مثلاّ صبح از گرماي پتو بيرون آمدن و با آب سرد وضو گرفتن، ولي اگر در عمق مطلب فرو رويم شيريني را در آن‌ها خواهيد يافت.((احتياطا دو سال نماز و روزه قضا کنيد برايم تا در آن دنيا معذب نباشم))
                                                                          (والسلام علي من اتبع الهدي)
                                                                       (و من الله توفيق و عليه التکلان)
                   ساعت18:37:42 دوکوهه/حسينيه سردار رشيد خيبر حاج ابراهيم همت

اسناد

کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور