سایت شهدای نخبه و دانشجو

شهید محسن وزوایی در دامان خانواده‌ای اصیل و مذهبی دیده به جهان گشود،پیشرفت تحصیلی خوبی داشت و در سال 1355 در رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و همگام با تحصیل به مبارزات علیه رژیم ستم شاهی پهلوی مشغول بود وی بعد از پیروی انقلاب شکوه مند اسلامی و شروع جنگ تحمیلی به صورت داوطلبانه به جبهه اعزام شدو بعد از مدتی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.محسن وزوایی،این عاشق وارسته وآگاه،پس از ماه‌ها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام ،سرانجام در دهم اردیبهشت ماه ،سال1361،در22سالگی، در حالی که فرمانده تیپ 10 سیدالشهدا بود،به درجه ی رفیع شهادت نائل…
شهید محمد ابراهیم همتی فرزندی از خانواده شش فرزندی بود که در اسفندماه ۱۳۲۹ در شهر سمنان متولد شد.وی به همراه خانواده، پس از گذشت شش سال از تولدش به تهران مهاجرت کرد دوران تحصیل را در این شهر گذراند و با اخذ مدرک دیپلم از دبیرستان رودکی با وجود قبولی در رشتهمهندسی دانشگاه تهران به دلیل علاقه ای که به دریا داشت نیروی دریایی را برگزید و برای گذراندن دوره های ناوبری و فرماندهی کشتی به آلمان اعزام شد و در بین دانشجویان ۷۰ کشور جهان رتبه اول را به خود اختصاص داد و به ایران بازگشت.دریادار همتی برای…
شهید محبوبه افراز در سال 1329 ش، در خانواده ای بسیار مذهبی و متقی در شهرستان جهرم به دنیا آمد، خیلی تیزهوش بود و خیلی زود در 16 سالگی وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1353 به عنوان جوان ترین پزشک فارغ التحصیل زن با رتبه اول دانشکده پزشکی تهران را به اتمام رساند، از تریق آشنائی با تراب حق شناس به سازمان مجاهدین خلق جذب گردید و در پاییز 53 با محمد یزدانیان از کادر های مسئول سازمان و عضو مرکزی شاخه کارگر ازدواج کرد. وی در برابر جریان تغییر ایدئولوژی مقاومت کرد،این پافشاری باعث شد که سازمان…
شهید مهران بلورچی در 15اردیبهشت 1345 متولد شد. پدرش حسین، پس از متارکه با مادر او، در چهار سالگی یتیم اش کرد و از دنیا رفت به این ترتیب، بار سنگین زندگی و تربیت مهران ومهتاب بر دوش مادر افتاد،مهران کلاس چهارم و پنجم ابتدایی را با هم خواند و یک سال زودتر به راهنمایی رفت. پس ازطی دوران متوسطه، درسال 1363 با رتبه ی پنجم کنکور در رشته ی الکترونیک دانشگاه صنعتی شریف قبول شد اما به دلیل حضور در جبهه هرگز نتوانست در کلاس های دانشگاه شرکت کند،وی پس از رشادت های فراوان مقابل دشمن بعثی در عملیات…
آسایشگاه طبقه دوم سرقفلی دارد درسال 1348، شبی همراه با خانواده جهت خواستگاری همشیره عباس به منزل مرحوم حاج اسماعیل بابایی رفته بودیم.من آن روزها در پایگاه هوایی دزفول مشغول انجام وظیفه بودم . در آن شب لباس گروهبانی به تن داشتم و به محض ورود، ساکت و آرام در کناری نشستم. بزرگان خانواده مشغول بحث پیرامون ازدواج و ذکر ویژگیهای اخلاقی، حقوق مزایای من بودند.گویا آن روزها عباس به تازگی دیپلم گرفته و در جست و جوی کار بود. او که نگاهش را به من دوخته بود، ناگهان از جایش برخاست و آمد درکنار من نشست.با حجب و حیایی…
صفحه2 از2
کلیه حقوق نزد موسسه شهدای نخبه محفوظ است
طراحی و پیاده سازی: رامندسرور